تبليغاتX
_______عاشق تنها_______

_______عاشق تنها_______

 

عشق از دوستی پرسید : تفاوت من وتو در چیه ؟ دوستی گفت : من دیگران را باسلامی آشنا می کنم و تو با نگاهی . من آنها را با دروغ جدا می کنم و تو با مرگ

هيچ وقت دل به كسي نبند چون اين دنيا اونقدر كوچيكه كه توش دوتا دل كنار هم جا نميشه... ولي اگه دل بستيد هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اوقدر بزرگه كه پيداش نمي كني

روزي تمام احساسات آدمي گرد هم جمع مي شن و غايم موشک بازي ميکنن ديوانگي چشمميذاره همه مي رن غايم ميشن تنبلي اون نزديکا غايم ميشه حسادت ميره اون ور غايم ميشه عشق مي ره پشت يه گل رز ديوانگي همه رو پيدا مي کنه به جز عشق حسادت عشق رو لو ميده و به ديوانگي ميگه که رفت پشت گل رز عشق نمياد بيرون ديوانگي هرچي صدا مي زنه عشق بيا بيرون ديوانگي هم يه خنجر ور ميداره همينطور رز رو با خنجرش مي زنه تا عشق پيدا بشه يک دفعه عشق ميگه آخ چشمو کور کردی ديوانگي اشک مي ريزه به دست و پاي عشق بهش مي گه من چشم تو رو کور کردم تو هر کاري بگي من انجام ميدم عشق فقط يک چيز از اون می خواد بهش مي گه با من هم درد شو از اون وقت به بعد ديوانگي هم درد عشق کور شد و بس

 

تا هستم اي رفيق نداني كه كيستم روزي سراغ وقت من آيي كه نيستم

دلم خوش بود از ان روزی که در شطرنج دلت شاه عشق بودم اما تو با ان رخ زیبایت ماتم کردی

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 19:21 توسط pars boy |


می بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی...بخاطر تمام خنده هایی که به صورتم نشاندی نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی...بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی...نمی بخشمت بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی...بخاطر نمکی که بر زخمم گذاشتی...و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 19:10 توسط pars boy |


 

 

 

به چشمانم آموختم جز شادیها چیز دیگری را نبیند

 

اما غافل از این بودم که این چشم ها

به من خیانت خواهد کرد

و در مقابل غمها و تاریکی ها مرا تنها خواهند گذاشت

 

به خود گفته بودم زندگی را دگرگون خواهم کرد

 

تمام غمها و سیاهی ها را به دست فراموشی خواهم سپرد

 

و آنها را در بستر زمان دفن خواهم کرد

 

اما غافل بودم و ندانستم زندگی بازیگریست

 

که آهنگ او هر لحظه تغییر میکند

 

حال من مانده ام و تنهایی و یک دنیای غم و اندوه

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 16:36 توسط pars boy |


   برام دعا كن عشق من، همين روزا بميرم ...

آخه دارم از رفتن بدجوري گُر ميگيرم ...

دعا كنم كه اين نفس،تموم شه تا سپيده ...

كسي نفهمه عاشقت، چي تا سحر كشيده ...

اين آخرين باره عزيز،دستامو محكمتر بگير ...

آخه تو كه داري ميري،به من نگو بمون نمير ...

گاهي بيا يه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز ...

من با تو سوختم نازنين،باشه برو با من نسوز ...

اگه يروز برگشتي و گفتن فلاني مرده ...

بدون كه زير خاك سرد حس نگاتو برده

گريه نكن براي من قسمت ما همينه ...

دستامو محكمتر بگير لحظه ي آخرينه ...

اين آخرين باره عزيز،دستامو محكمتر بگير ...

آخه تو كه داري ميري،به من نگو بمون نمير ...

گاهي بيا يه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز ...

من با تو سوختم نازنين،باشه برو با من نسوز ...

برام دعا كن عـــــــــشــــــــــق من ...

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت

    بيچاره از اين عشق سوختن آموخت

فرق منو پروانه در اين است

پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 15:37 توسط pars boy |


 

 

 

پرسيد:

 به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم

"بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده

 هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به

خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك

 تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده

 است.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 15:24 توسط pars boy |


 

 این آپ از یک دل شکستست... اگر دوست داشتی تا آخرش بخون...

 

نیستِش.... نمی دونم کجاست...

چه می کُنه... ولی می دونم که نَدارمش...

هیچ وقت نخواستم که تُو رو با چشمات به یاد بیارم...

نمی خواستم که تُو رو٬ توی گُم ترین آرزوهام ببینم...

نمی خواستم که بی تو به دیوارا بگم هنوزم دوستت دارم...

آخه حال و هوایِ پریشونیِ تو رو نداشتم...

تو گیر و دارِ...... نبودم.....

ای بابا...

دلِ تو٬ هیچ... حالِ اون٬ خوش...

اِی بی مُروّت.....

دیگه دلی می مونه که مثلِ دلِ کبوتر بتپه

که با شما از جون و زندگیش بگه؟؟؟

بگه که:

هنوز زندَست... هنوز زندَست... هنوز زندَست...

اگه صدا صدایِ منه... نفس اگه نفسِ توه...

بذار که اون خوش غیرتاش بدونن

که دل دله و با این...

دیگه دل نیست... دیگه دل نمی شه...

نه دیگه این واسه ما دل نمی شه....

+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 1:3 توسط pars boy |


عشق است............

گفتم ای عشق بیا تا که بسازی ما را

یا نه٬ ویرانه کنی ساخته ی دنیا را

گفتم ای عشق چه بر روز تو آمد امروز

که به تشویش سپردی شب عاشق ها را

چه شد آن زمزمه ی هر شبه ی ما ای دوست؟

چه شد آن صحبت هر روزه ی یاران یارا؟

چشمه ها خشک شد از بس نگرفتی اشکی

همتی تا که رهایی بدهی دریا را

حیف از امروز که بی عشق شب آمد ای عشق

کاش خورشید تو آغاز کند فردا را...

+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 0:47 توسط pars boy |


یکی داشت و یکی نداشت

                اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من

                               یکی خواست و یکی نخواست

         اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن و نخواست من

                                یکی آورد و یکی می آورد...

      اونی که آورد تو بودی و اونی که به جز تو به هیچکس ایمان نیاورد من

                                 یکی موند و یکی نموند...

           اونی که موند تو بودی و اونی که بدون تو نمی توست بمونه من

                                 یکی رفت و یکی نرفت...

        اونی که رفت تو بودی و اونی که به خاط تو تو قلب هیچکس نرفت من

+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 0:26 توسط pars boy |


آخرین پناه.....

تو چشات باید شنا کرد مثِ دریا

تو رو خوب باید شناختت مثِ زیبا

شعرتو باید طلا کرد مثِ پاییز

شبتو باید دراز کرد مثِ یلدا

تو نگاه میشه سفر کرد مثِ مجنون

دلو میشه در به در کرد مثِ لیلا

عشق تو رنگ همون بوته ی یاسه

که همش قد میکشه زود میره بالا

تو مقدس و زلالی مثِ سوگند

روشن و غرق امیدی مثِ فردا

تو سفیدی مثِ برفای زمستون

تو وسیعی٬ مثِ جنگل٬ مثِ صحرا

پُرِ التماسو٬ تو نمی دونی

پُری از ولی٬ اگر٬ نمیشه٬ اما

قبله ی اول و آخرم چشاته

چه کنارم باشی چه٬ اونور دنیا

مثِ سمفونی٬ مثِ نت٬ پُر رازی

مثِ برفِ اولِ ژانویه٬ زیبا

رفتنت یه طعمیه شبیهِ رویا

تو رو به خدا قَسم دیگه سفر٬ نه

لااقل اگه میری نرو تو تنها...

+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 0:23 توسط pars boy |


X

سلام عزیزان من سمیعی مدیر وبلاگ هستم
خیلی خوشحالم که به این وبلاگ اومدید و امیدوارم که خوشتون بیاد
ممنون می شم اگه نظر بدید
ID : sam_a1367
mobil : 09369444240


Home
Email
Profile
.:Bahar 20:.

Archives

آذر 1388

تیر 1388

اردیبهشت 1388





Links

عکس و شعر های عاشقانه
بزرگترین وبلاگ عاشقانه ایران
بزرگترین مرکز عکس های خوب ایرانی
پاتغ طرفداران یاس
عطر تو ـ سعید
من و تنهایی و اشک ـ ثریا
بارونی ترین روزها ـ بهناز
سکوت دل ـ تینا
دل شیفته ـ مونا
دنیای سینما و تلوزیون ـ مژده
لحظه های گذر در جاده ی بی انتهای زندگی ـ مصطفی
دختران پرسپولیسی
ایران دانلود - علیرضا
بازیچه عشق - فرزانه
یه دخترک - الهه
بزرگترین سایت سرگرمی و دانلود
لینکفا _ بزرگترین باکس فارسی
بی وفا_ توحید
سرزمین پروانه ها _ پروانه کوچولو
عاشقانه _ سپیده
دختر روز_الناز جون
هستم و هستيم تا هست پرسپوليس _ثريا جون
شب عاشقا - شراره و نازنین
لیلا و رامین دو عاشق مثل کبوتر
دوست داشتن
خاک دل - مرد غریبه
بوسه مرگ - هما و سیما
قالب های فوق جدید


LinkDump

طـــراح قـــالــب
آرشیو پیوندهای روزانه


Amar


تعداد بازديدها:





Design by : Bahar 20


سايت بهاربيست

قالب وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس